تبليغاتX
تا انتها با هم


تا انتها با هم

تلاشی برای همراهی جهت هم افزایی در رشد و تعالی انسان

* با مردم زندگي مي‌كند

حجت خدا در بين مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگى مي‌كند؛ مردم را مى‌بيند؛ با آنهاست؛ دردهاى آنها، آلام آنها را حس مي‌كند. انسانها هم، آنهائى كه سعادتمند باشند، ظرفيت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زيارت ميكنند. او وجود دارد؛ يك انسان واقعى، مشخص، با نام معين، با پدر و مادر مشخص و در ميان مردم است و با آنها زندگى مي‌كند. اين، خصوصيت عقيده‌ى ما شيعيان است.

(سخنرانى در سالروز ميلاد امام عصر(عج)1369/12/11)

 

*يك حكومت صددرصد مردمى

حكومت آينده‌ى حضرت مهدى موعود ارواحنافداه، يك حكومت مردمى به تمام معناست... امام زمان، تنها دنيا را پر از عدل و داد نمى‌كند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تكيه به آنهاست كه بناى عدل الهى را در سرتاسر عالم استقرار مى‌بخشد و يك حكومت صددرصد مردمى تشكيل مى‌دهد

(در ديدار مردمی به مناسبت نيمه‌ى شعبان در مصلاى تهران 1381/7/30 )

 

برخی از ويژگي‌هاي ظهور منجي در بيانات رهبر معظم انقلاب

 

نوشته شده در دوشنبه 1388/08/11ساعت 10 توسط مهندس بهرامی | |

غصه این روزا رو نخور. زمان طولانی نمیگذره که در کنار هم وارد اوون فضای وسیع و دوست داشتنی میشیم. ازت میپرسم که چه مدته که همدیگه رو ندیدیم و تو میگی که یه نصف روز.صبح تا ظهر...دست همو میگیریم و با آرامش خاطر قدم میزنیم...هر چی دلت خواست بهم بگو...گلایه ها....دلخوریهات...توقعات....

دیگه همه غصه هات تموم شده و تا انتها با هم و در کنار هم هستیم.

نوشته شده در جمعه 1388/07/24ساعت 21 توسط مهندس بهرامی | |

این روزا فکر و ذکرم اینه که ایا میشه کاری کرد که از مشکلات جوونای عزیز کشورمون کم بشه .دیدن و لمس مشکلات اونها در مورد تحصیلات-ازدواج-کار و امثال اینها برام زجر اوره.

ریشه اصلی مشکلات رو در حال حاضر سوئ مدیریت میدونم. کشور ما به لطف خداوندی داری منابع سرشاری هستش و نیز نیاز به کار و سازماندهی اوون خیلی خودش رو نشون میده.به نظر من اگه بشه ایجاد موقعیت شغلی برای جوانان کرد بقیه مسایلمون حل شدنیه.

چون مشکل بیکاری در کشور وجود داره لذا مردان جوان برای تشکیل زندگی مرددند.اقدامی برای اوون نمیکنند.سن ازدواج بالا میره و جامعه به فساد نزدیک میشه.

البته هستن جوونهایی که با ابتکارات خود جوش خودشون کارهایی رو انجام میدن ولی همه که اینطوری نیستن و وظیفه دولته که این بستر رو مهیا کنه.به امید ان روز.

 

 

نوشته شده در شنبه 1388/07/11ساعت 17 توسط مهندس بهرامی | |

واقعیتش اینه که همواره یه حزنی تو دلم موج میزنه و هر کاری میکنم که کمتر بشه نمیشه. حال تو رو نمیدونم که چطوریه ولی من که دائم اینطوری ام.

احساس ادمی رو دارم که اصلا ارووم و قراری نداره و دلش به تنگ اومده.به نظرم میاد که اینجا موقتی ام و باید جای دیگه ای باشم. این باعث میشه که نتونم به اینجا خو بگیرم و عادت کنم. اطرافیانم ازم دلخور میشن و میگن تو باغ نیستی؟درست میگن من که کتمان نمیکنم.بیرون باغم و از این باغ تا کنون لذتی نبردم که به دلم بچسبه. میخوام برم اوون جایی که بهش تعلق دارم.

نوشته شده در پنجشنبه 1388/07/02ساعت 13 توسط مهندس بهرامی | |

شبهای قدر فرارسیدن و خدا بهمون این فرصت رو داده که بتونیم ازش استفاده کنیم...خدایا کمکمون کن که بتونیم درکش کنیم.شبی که ارزش ۱۲ ساعتی اوون برابری میکنه با هزار ماه....حدود ۳۰۰۰۰روز .

بیایید با هم از اوون شب استفاده کافی بکنیم...من برای تو دعا میکنم و تو برای من.باشه؟

نوشته شده در دوشنبه 1388/06/16ساعت 10 توسط مهندس بهرامی | |

از راه میرسه و سخت منتظرشم و دلداده اوون...دلم براش تنگیده بود و حالا که داره از راه میرسه و یه ماه مهمونمه  خیلی خوشحالم.شایدم من مهمون اوونم......شاید.اما فرقی نمیکنه چونکه از هم پذیرایی میکنیم.

نوشته شده در دوشنبه 1388/05/26ساعت 18 توسط مهندس بهرامی | |

شب سکوتی بیقرار

شب نیازی ماندگار

شب همه راز و نیاز

شب به یاد یادگار


  دوباره تنها شده ام،دوباره دلم هواي تو را کرده.

  خودکارم را از ابر پر مي کنم و برايت از باران مي نويسم.

  به ياد شبي مي افتم که تو را ميان شمع ها ديدم.

  دوباره مي خواهم به سوي تو بيايم.تو را کجا مي توان ديد؟

  در آواز شب اويز هاي عاشق؟

  در چشمان يک عاشق مضطرب؟

  در سلام کودکي که تازه واژه را آموخته؟

  دلم مي خواهد وقتي باغها بيدارند،براي تو نامه بنويسم.

  و تو نامه هايم را بخواني و جواب آنها را به نشاني همه ي غريبان جهان بفرستي.

  اي کاش مي توانستم تنهاييم را براي تو معنا کنم و از گوشه هاي افق برايت آواز
  بخوانم.

  کاش مي توانستم هميشه از تو بنويسم.

  مي ترسم روزي نتوانم بنويسم و دفترهايم خالي بمانند و حرفهاي ناگفته ام هرگز به
  دنيا نيايند.

  مي ترسم نتوانم بنويسم و کسي ادامه ي سرود قلبم را نشنود.

  مي ترسم نتوانم بنويسم وآخرين نامه ام در سکوتي محض بميرد وتازه ترين شعرم به تو
  هديه نشود.

  دوباره شب،دوباره طپش اين دل بي قرارم.

  دوباره سايه ي حرف هاي تو که روي ديوار روبرو مي افتد.

  دلم مي خواهد همه ي ديوارها پنجره شوند و من تو را ميان چشمهايم بنشانم.

  دوباره شب ،دوباره تنهايي و دوباره خودکاري که با همه ي ابر هاي عالم پر نمي شود.

  دوباره شب،دوباره ياد تو که اين دل بي قرار را بيدار نگه داشته.

  دوباره شب،دوباره تنهايي،دوباره سکوت،دوباره من و يک دنيا خاطره...


در تمنای طلوع

نوشته شده در جمعه 1388/04/26ساعت 2 توسط مهندس بهرامی | |

جمعه این هفته انتخاب رییس جمهور در برنامه اس. امیدوارم که بتونیم نقش خودمون رو به درستی ایفا کنیم و مسیر انقلاب اسلامی رو با سرعت و دقت بیشتری در جهت تعالی و رشد طی کنیم.

باشد که روز به روز از مشکلات بکاهیم و بر ایجاد جامعه ای نمونه و الگو برای جوامع دیگه موفقیتهای بزرگی رو در پیشگاه خداوند متعال به دست بیاریم.

نوشته شده در سه شنبه 1388/03/19ساعت 13 توسط مهندس بهرامی | |

يا اَيَّتُهَـا الصِّـدّيقَـةُ الشَّهـيدَةُ.

شهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

برشیعیان جهان تسلیت باد

اندوه فراوان حضرت زهرا در لحظات ترك دنيا

  علت رنجورى و ناتوانى روزافزون زهرا (عليهاالسلام) تنها بيمارى نبود، بلكه افكار و غم و غصه‏هاى فراوان، مغز و اعصاب آن بانوى عزيز را فشار مى‏داد، گاهى كه در اطاق كوچك خويش بر پوستى آرميده و بالشى كه از علف پر شده بود به زير سر داشت، افكار گوناگون بر آن حضرت هجوم مى‏آورد: آه چگونه به وصيت‏هاى پدرم اعتنا نكردند و خلافت شوهرم را غصب نمودند؟ آثار شوم و خطرناك غصب خلافت تا قيامت باقى خواهد ماند. خلافتى كه بوسيله‏ى زور و حيله‏بازى بر ملت تحميل شد، عاقبت خوبى ندارد. علت پيشرفت و ترقى اسلام و عظمت مسلمين، اتحاد و يگانگى جهان مسلمين بود، آه چه نيروى بزرگى را از دست دادند! اختلافات را در داخل خودشان كشاندند، نيروى واحد و مقتدر اسلام را به نيروهاى پراكنده تبديل نمودند. جهان اسلام را در مسير ناتوانى و ضعف و پراكندگى و ذلت انداختند. آه آيا من همان فاطمه و عزيز كرده پيغمبرم كه در بستر بيمارى افتاده‏ام و در اثر ضربات همين امت از درد مى‏نالم و مرگ را بالعيان مشاهده مى‏كنم؟! پس آن همه سفارشهاى پيغمبر چه شد؟ خدايا على (عليه‏السلام) را چكنم كه با وجود آن همه شجاعت و قدرتى كه در او سراغ دارم در وضعى گرفتار شده كه ناچار است براى حفظ مصالح اسلام دست بر روى دست بگذارد و در قبال غصب حق مشروعش سكوت اختيار كند؟ آه مرگ من نزديك شده و در روزگار جوانى از دنيا مى‏روم و از غم و غصه نجات مى‏يابم، اما كودكان يتيم را چه كنم؟ حسن و حسين و زينب و ام‏كلثومم يتيم و بى سرپرست مى‏شوند. آه، چه مصيباتى بر سر عزيزانم وارد خواهد آمد، من بارها از پدرم مى‏شنيدم كه مى‏فرمود: حسنت را مسموم مى‏كنند و حسينت را با شمشير به قتل مى‏رسانند. هم اكنون آثار و علائمش را مى بينم.
گاهى حسين كوچك را مى‏گرفت و زير گلويش را مى‏بوسيد و براى مصيباتش اشك مى‏ريخت. گاهى حسن را به سينه مى‏چسبانيد و بر لبهاى معصومش بوسه مى‏زد. گاهى گرفتاريهاى آينده و حوادث طاقت‏فرساى زينب و ام‏كلثوم را به ياد مى‏آورد و براى آنان مى‏گريست.
آرى امثال اين افكار ناراحت كننده بود كه زهراى عزيز را رنج مى‏داد و روز بروز رنجورتر و ضعيف‏تر مى‏شد.
در روايت وارد شده كه فاطمه (عليهاالسلام) در هنگام وفات گريه مى‏كرد، على (عليه‏السلام) فرمود: چرا گريه مى‏كنى؟ پاسخ داد: براى گرفتارى‏هاى آينده‏ى تو گريه مى‏كنم. فرمود: گريه نكن، به خدا سوگند اينگونه امور در نزد من مهم نيست.(1)

نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/06ساعت 21 توسط مهندس بهرامی | |

چاپ پست الكترونيكي
بعد از آن‌كه خدای تعالی آدم را آفرید و فرشتگان بر حضرت آدم سجده کردند، عُجب و ‏خودپسندی به او راه یافت و در حالی‌که به خود مي‌بالید، عرض کرد: پروردگارا! آیا مخلوقی که نزد تو محبوب‌‏تر از من باشد، آفریده‌ای؟ از جانب پروردگار خطاب آمد: بلی، و به امر پروردگار حجاب‌ها برداشته شد و پنج ‏شبه ظاهر شدند که در پیشگاه عرش ایستاده بودند. آدم عرض کرد: اینان کیانند؟
  • آية اول: آیة تطهیر
 إنّما يريد الله ليذهب عنكم الرّجس أهل البيت و يطهّركم تطهيرا.
خدا چنین مي‌خواهد که رِجس (هر آلايش) را از شما خاندان نبوّت ببرد و شما را پاک و منزّه ‏گرداند.۱
 در شأن نزول این آیه، روایات متواتری در دست است که حاکی است آیة تطهیر در خانة امّ سلمه نازل ‏شده است و در آن هنگام رسول اکرم(ص)، حضرت صدّیقه(س)، امیرالمؤمنین و حسنین(ع) حضور داشته ‏اند. جناب امّ سلمه از رسول اکرم(ص) تقاضا مي‌کند که من نیز به جمع شما داخل شوم و تحت کِساء نزد شما ‏خاندان رسالت قرار گیرم؟ حضرت او را نهی کرد و فرمود: «نه ، تو داخل نشو! هر چند تو برخيري. چون این آیه ‏مخصوص است به ما پنج تن».

نام جماعتی از صحابه که شأن نزول این آیه را در خصوص پنج تن نقل کرده اند و روایات آن‌ها متواتر است ‏به این شرح مي‌باشد: سعد بن ابی وقّاص، انس بن مالک، ابن عبّاس، ابو سعید خدری، عمر بن ابی سلمه، ‏وائله ابن اسقع، عبدالله بن جعفر،  ابو حمراء هلال، امّ سلمه، عایشه، ابو هریره، معقل بن یسار، ابوالطفیل، جابر بن عبدالله، ابو برزة اسلمی و مقداد بن اسود.2

 پس با توجه به مطلب فوق، جای هیچ‌گونه تردیدی نیست که حضرت صدّیقة زهرا(س) نیز ‏مشمول آیة تطهیر است و در کلمة «اهل‌البیت»، او نیز مراد مي‌باشد. گذشته از این‌ها، پیامبر اکرم(ص) برای ‏اثبات و روشن شدن حقیقت امر، کار بسیار جالبی کردند که 9 نفر از صحابه آن را نقل کرده‌اند. به این ‏شرح که بعد از نزول این آیه، حضرت رسول(ص) هر روز هنگام خروج از منزل که برای ‏اقامة نماز صبح به مسجد تشریف مي‌برد، به در خانة حضرت صدّیقه مي‌آمد و مي‌فرمود:

السّلام علیکم یا اهل البیت ، إنّما يريد الله ليذهب عنكُم الرّجسَ أهل البيت يطهرّكم تطهيرا
.
سلام بر شما اي اهل بيت؛ خداوند تنها مي‌خواهد آلودگي‌ها را از شما بزدايد و پاك كند، پاك شدني.
راوی مي‌گوید: من شش ماه در مدینه بودم و این جریان را هر روز مشاهده کردم.3
 همین یک آیه، برهانی است کافی و نشانگر این‌كه حضرت صدّیقه(س) معصومه است، و ‏عصمت از جمله شئون و مناصب ولایت است؛ و ما غیر «ولی» که معصوم باشد، سراغ ‏نداریم. ‏
‏ ‏
  • آية دوم: آیة مباهله
فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم و نساءنا و نساءكم و أنفسنا و أنفسكم وأنفسكم ثمّ نبتهل فنجعل لعنة الله علي الكاذبين4
پس بگو (ای پیامبر) بیایید ما و شما با فرزندان و زنان خود با هم به مباهله برخیزیم (یعنی در حقّ ‏یکدیگر نفرین کنیم) تادروغگویان را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم.‏
این آیه به طور صریح و آشکار اشاره مي‌كند به این‌كه پیامبر اکرم(ص) هنگامي‌که با نصارای نَجران مباهله نمود، ‏حضرت صدّیقه(س) نیز در این مباهله شرکت داشت. ايشان وجود مقدّسی است که میان چهار ‏معصوم دیگر در آیة مباهله قرار گرفته است.5 با توجه به این مطلب که مباهله (ابتهال و نفرین کردن) ‏با نصارای نجران یک کار عادی نیست و زن و مرد عادی نمي‌توانند اقدام به مباهله نمايند و طرف مقابل را ‏مغلوب و رسوا كنند، لذا صلاحیت اقدام به چنین امر خطیری را افراد مقدس و شایسته ای دارا هستند که ‏مورد نظر مرحمت حضرت حق تبارک و تعالی بوده باشند، و حضرت صدّیقه(س)  نیز یکی از آن ‏شخصیت‌هایی است که مشمول این آیة شریفه است و این از مسلّمات است.‏
‏ ‏

  • آیة سوم
فتلقّى آدم من‏‎ ‎رّبّه كلماتٍ فتاب عليه إنّه هو التّوّاب الرّحيم.6
پس حضرت آدم از حضرت حق تبارک و تعالی کلماتی را فرا گرفت (و آن کلمات را وسیلة قبولِ توبة ‏خویش قرار داد) و خداوند توبة او را پذیرفت.
در بارة این آیه احادیثی نقل شده است که بسیار فوق‌العاده است و با توجه به آیة مذکور و این روایات، ‏انسان به خوبی مي‌تواند درک نماید که حضرت‌صدّیقه(س) یکی از علل خلقت است و یکی از ‏اسباب آفرینش جهان مي‌باشد، یعنی همان‌طور که رسول اکرم(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و حسنین(ع)، سبب خلقتند؛ ‏حضرت صدّیقه نیز یکی از علل آفرینش است، و معقول نیست کسی علّت خلقت باشد و ولایت نداشته ‏باشد.

 ابن عبّاس از پیامبر اکرم(ص) روایتی نقل می‌کند که خلاصه ای از آن را در اين‌جا مي‌آوریم:‏
بعد از آن‌كه خدای تعالی آدم را آفرید و فرشتگان بر حضرت آدم سجده کردند، عُجب و ‏خودپسندی به او راه یافت و در حالی‌که به خود مي‌بالید، عرض کرد: پروردگارا! آیا مخلوقی که نزد تو محبوب‌‏تر از من باشد، آفریده‌ای؟ از جانب پروردگار خطاب آمد: بلی، و به امر پروردگار حجاب‌ها برداشته شد و پنج ‏شبه ظاهر شدند که در پیشگاه عرش ایستاده بودند. آدم عرض کرد: اینان کیانند؟ خطاب آمد: این پیامبر ‏من، این علی امیرالمؤمنین پسرعمّ او، این فاطمه دخترش، و این دو حسن و حسین، پسران علی و ‏فرزندان پیامبر من هستند. اینان مقام اوّل را دارا هستند و درجاتشان بسیار عالی و مرتبة تو تالیِ مقام ‏والای اینان است.

بعدها وقتی که حضرت آدم مرتکب و مبتلای آن ترک اولی شد، عرض کرد: پروردگارا از تو مسئلت دارم ‏که به حق محمّد و علی و فاطمه و حسن و حسین از خطای من درگذری. پس دعایش مستجاب شد. و ‏مشمول عفو و آمرزش خدای تعالی قرار گرفت و این است معنای آیة شریفه که خدا مي‌فرماید: پس آدم ‏کلماتی از پروردگارش فرا گرفت که به وسیلة آن کلمات توبة او مورد قبول واقع گردید.7

[به بیان علّامه، منظور از «کلمات» در آیة 124 سورة بقره نیز همین ذوات مقدّسه هستند که ‏شرح و روایات مربوط به آن‌ها در اصل کتاب قابل مراجعه است.]‏

  • آیة چهارم: آیة مودّت
قل لا أسألكم عليه أجراً إلاّ المودّة في القربي.8
بگو ( ای پیامبر) من برای انجام رسالتم پاداشی از شما نمي‌خواهم، مگر مودّت با خویشان نزدیکم.‏
 پیامبر اکرم(ص) اجر رسالت خودش را از طرف حضرت حق تبارک و تعالی، مودّت نزدیکان خویش اعلام مي‌‏دارد. یعنی فقط مودّت خویشان حضرت‌رسول(ص) را مي‌توان اجر و مزد رسالتِ عظمای احمدی دانست. ‏این مودّت ارزنده، هم وزن اجر رسالت پیامبر است و به اجماع فریقین (شیعه و سنّی) این آیه در شأن اهل ‏بیت عصمت و قداست نازل شده است ، یعنی علی، فاطمه، حسن و حسین(ع).

 احمد بن حنبل در مناقب، حافظ ابن منذر، حافظ بن ابی حاتم، حافظ طبرانی، حافظ ابن مردویه، واحدی ‏مفسّر، ثعلبی مفسّر، حافظ ابو نعیم، بغوی مفسر و فقیه ابن مغازلی9 از ابن عباس روایت مي‌کنند که:‏
بعد از نزول این آیه از پیامبر اکرم(ص) سؤال شد: خویشاوندان نزدیک به تو که مودّت آنان بر ما واجب است، ‏چه کسانی هستند؟ حضرت در جواب فرمود: علی، فاطمه، و دو فرزند آنان (حسن و حسین).

 محبّ الدّین طبری در ذخائر، زَمَخشَری در کشّاف، حَمَوینی در فرائد، نیشابوری در تفسیرش، ابن طلحه ‏شافعی در مطالب السّؤول، رازی در تفسیرش، ابو السُّعود در تفسیرش، ابو حیّان در تفسیرش، نَسَفی در ‏تفسیرش، حافظ هَیثَمي‌در مجمع، ابن صَبّاغ مالکی و دیگران روایت مذکور را نقل کرده اند.10
قسطلّانی در المواهب اللّدنّیّه‌ مي‌گوید:
خدای تعالی مودّت خویشان نزدیک پیامبر را بر همگان واجب ‏کرده است و دربارة وجوب محبّت اهل بیت معظّم حضرت رسول و ذرّیّة اوست که خدا مي‌فرماید: بگو ای ‏پیامبر، در مقابل انجام رسالتم از شما مزدی نمي‌خواهم به جز مودّت خویشان نزدیکم.11
 
[در متن کتاب روایات زیادی در این باره آمده که ما به این دو اکتفا مي‌کنیم] و خلاصة کلام این‌كه مسلّماً ‏علی، فاطمه و حسنین، آل پیامبر مي‌باشند و قطعاً حبّ فاطمه(س)  ضمیمة اجر نبوّت و نشان ‏دهندة ولایت اوست.‏
‏ ‏

  • آیة پنجم
إنّا عرضنا الأمانة علي السّموات و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها و حملها  الإنسان إنّه كان ظلوماً جهولاً12
ما امانت [الهي و بار تكليف] را بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها عرضه كرديم پس، از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناك شدند، و[لي] انسان آن را برداشت؛ راستي او ستمگري نادان بود.
آیة مذکور نیز از آیاتی است که در اثبات ولایت حضرت صدّیقه(س) مي‌توان از آن استفاده ‏کرد. امانتی که خدای تعالی به آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کرده است و از آن‌ها خواسته تا آن را بپذیرند ‏و این امانت، همان ولایت پیامبر اکرم(ص) و امیر المؤمنین و فاطمه و حسنین و ائمّة بعد از آنان مي‌باشد.

مفَضَّل بن عمر از حضرت امام صادق (ع) نقل مي‌کند:‏
خدای تعالی ارواح را دو هزار سال قبل از خلقت بدن‌ها آفرید، و شریف‌ترین و برترین روح‌ها را، ارواح ‏محمّد، علی، فاطمه و حسنین و ائمّة نه گانه از نسل حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ قرار داد و آنان را ‏برآسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کرد، نور چهارده معصوم همه جا را فرا گرفت و جهان‌گیر شد. آنگاه از جانب ‏حق تبارک و تعالی به آسمان‌ها و زمین خطاب آمد که: اینانند دوستان و اولیاي من، و اینان هستند حجّت‌های ‏من بر همة مخلوقاتم. (لذا حضرت صدّیقه(س) حجّت و ولیّةالله است به نصّ خود حضرت ‏احدیّت جلّت عظمته). هیچ‌یک از آفریدگانم نزد من محبوب‌تر از آن‌ها نیست؛ بهشتم را برای دوستان آنان، و ‏آتش دوزخم را برای مخالفین و دشمنان آنان آفریده‌ام؛ پس ولایتشان امانت من است در نزد مخلوقاتم. به ‏جز این برگزیدگان من، كیست که بتواند این بار امانت را با تمام سنگینی‌اش بر دوش کشد و یا مدّعی ‏این مقام باشد؟13‏

در قسمتی دیگر از حدیث حضرت صادق(ع) مي‌فرماید:‏
بعد از این جریان، فرستادگان الهی (درسایة ولایت چهارده معصوم) نگهدارندة این امانت و معرِّف آن ‏بوده اند، و به اوصیاي خود و مخلصین امّت خویش نیز این موضوع را بیان مي‌کردند...

در نتیجه، حضرت صدّیقة زهرا(س)  نیز ولیّة انبیا بوده است، چنان‌كه پیامبر اعظم و علی و ‏یازده امام دیگر ولیّ آنان بوده‌اند. یعنی همة انبیا به خضوع و فروتنی در مقابل این چهارده وجود مقدّس ‏ایمان و اعتقاد داشته‌اند، چنان‌كه در بعضی از احادیث آمده است که از جمله اعمال حضرت موسی و ‏حضرت عیسی در زمان نبوّت آن دو پیامبر، ذکر صلوات بر محمّد و آل‌محمّد بوده است، و این خود نشان ‏دهندة اعتراف به ولایت چهارده معصوم مي‌باشد... و سپس اضافه مي‌نماید که این ولایت همان است که ‏خدا مي‌فرماید:
إنّا عرضنا الأمانة ...

علامه محمد حسين اميني
ماهنامه موعود شماره 76
 
پي‌نوشت‌ها:
٭ برگرفته از: كتاب فاطمه‌الزهرا(س)، به كوشش حبيب چاپچيان، چاپ اميركبير.
‏1. سوره احزاب (۳۳) ، آیه 33‏.
‏2. اسناد شأن نزول آیة تطهیر، در مجلدات دوازدهم به بعد الغدیر آمده و متأسفانه تاکنون طبع نگردیده ‏است.‏
‏3. مسند احمد، ج 2، ص 259 ـ 285 ، شواهد التنزیل، ج 2، ح 637 ـ 639 و 644 و 773‏.
‏4. سوره آل عمران (۳) ، آیه 61‏.
‏5. بعضی از مصادر شأن نزول این آیه: صحیح مسلم، مسند احمد بن حنبل، سنن تِرمِذی، تفسیر طبری، ‏السنن الکبری (بیهقی)، الاغانی.
‏6. سوره بقره (۲) ، آیه 37‏.
‏7. الخصائص العلویه، ابو الفتح محمد بن علی نطنزی، الغدیر، ج 7، ص 301‏.
‏8. سوره شوری (42)، آیه 23‏.
‏9. برای دیدن توصیف و توثیق این افراد در نزد دانشمندان اهل سنت ، به پاورقی‌های کتاب فاطمه زهرا ‏مراجعه فرمایید.‏
‏10. شماره 9‏.
‏11. شرح المواهب اللَّدُنّیّه، ج 3، ص 21‏.
‏12. سوره احزاب (۳۳) آیه 72‏.
‏13. معانی الاخبار ص 108 تا 110 . خوانندگانی که مایل به کسب آگاهی بیشتر از وجوه تفسیری این آیه ‏در روایات اهل بیت هستند مي‌توانند به بحار ج 57 ص 278 مراجعه بفرمایند.‏
نوشته شده در جمعه 1388/02/18ساعت 20 توسط مهندس بهرامی | |


Design By : Night Skin